خاطرهنويسيهاي هاشمي رفسنجاني خيلي وقتها با حاشيههايي همراه شده است كه متأسفانه از آنجايي كه افراد حاضر در خاطره نقل شده، اكنون در قيد حيات نيستند، اثبات صحت و سقم خاطره نقل شده، از منابع ديگر امكانپذير نيست. اين روزها اظهارنظر هاشمي رفسنجاني در مورد اينكه امام موافق حذف شعار مرگ بر امريكا بودند، باز هم حاشيه آفرين شده است. منتقدين اين نظر آيتالله هاشمي معتقدند كه براي حضرت امام (ره)، اگر موافق حذف اين شعار بودند، كار سختي نبود كه آن را از پاي سخنرانيهاي مسئولان جمهوري اسلامي جمع كنند و از مردم، مردمي كه همواره منتظر اشارهاي از حضرتشان براي به سر دويدن بودند، بخواهند كه ديگر اين شعار را ندهند؛ چه آنكه حضرت ايشان در مسائل مهم اهل هيچگونه مسامحه نبودند. منتقدين نظر هاشمي همچنين به پيام حضرت امام (ره) در پذيرش قطعنامه 598 و آرزوي امام در باب همه گير شدن اين شعار اشاره ميكنند كه ميفرمايند: «از خدا ميخواهيم كه اين قدرت را به ما ارزاني دارد كه نه تنها از كعبه مسلمين، كه از كليساهاي جهان نيز ناقوس مرگ امريكا و شوروي را به صدا درآوريم.» چطور ميتوان اين آرزوي همهگير شدن مرگ بر امريكا را در كنار موافقت با حذف آن قرار داد؛ آن هم وقتي كه چهار سال پس از خاطره ادعايي هاشمي نگاشته شده است؟!
حضرت امام در انتهاي وصيت نامه خويش ميفرمايند: «اكنون كه من حاضرم بعضي نسبتهاي غيرواقعي به من داده ميشود و ممكن است در نبود من بر حجم آن افزوده شود. آنچه به من نسبت داده شد يا ميشود مورد تصديق من نيست؛ مگر آنكه صداي من يا خط و امضاي من باشد يا تصديق كارشناسان؛ يا در سيماي جمهوري اسلامي چيزي گفته باشم.» براي همين هم گرچه سابقه انقلابي و خاطرات هاشمي رفسنجاني ميتواند قابل احترام باشد، اما بنا به توصيه خود حضرت امام و دلايل ذكر شده، نقل هاشمي در مورد موافقت حضرتشان با حذف شعار «مرگ بر امريكا» نميتواند مورد پذيرش قرار گيرد.